8e88 Fan Lalla Essaydi


نیروهایی امنیتی ایران با خلق جو گفتمان ” کوچه بازاری” منبع در آمد سیامک میرزائی را هدف قرار داده اند.

نیروهای امنیتی ایران بعد از دستگیری سیامک میرزائی که بنا بر گفته شاهدان عینی در حین دستگیری سعی در محو اقلام خوراکی سوپر مارکت ایشان را داشته اند اینبار همانند روش گذشته شان:

که سیامک میرزائی از ادامه تحصیل با ستاره دار کردنش باز ماند،

شرکت تاسیس کرد لغو امتیاز کردند،

پروانه کسب مغازه اش را لغو نمودند،

بطور کلی سیامک میرزائی در هر شغل خودآفرینی با چندین مانع چینی ماموران امنیتی ایران مواجه گشته است.

اینبار ماموران امنیتی در محله فرهنگیان پارس آباد موغان با مطرح کردن گفتمان دور از اخلاق مبنی بر عدم بهداشتی نبودن محل کسب و غیره سعی در بسته و پراکندن مشتریانش میکنند.

در کنار این حال عمومی این فعال ملی بغرنج گزارش میشود و از شرایط جسمی و محل نگهداری ایشان خبری قابل اعتماد در دسترس نمیباشد و ماموران امنیتی با عدم تمکین به قانون اجازه ملاقات حضوری به خانواده ایشان را نداده اند لذا این عدم صدور اجازه ملاقات حضوری با سیامک میرزائی اسباب نگرانی خانواده و همچنین فعالان ملی را فراهم کرده است.

سیامک میرزایی فعال ملی و مدنی آزربایجان جنوبی ۲۴ تیرماه در موغان دستگیر شده است.

نیروی انتظامی شهرستان پارساباد ۲۴ تیرماه بدون ارائه دستور قضایی به محل کار این فعال ملی_مدنی یورش برده و بدون ارائه دلیل موجه با ایجاد فضای رعب وحشت ایشان را دستگیر و بعد به اداره اطلاعات پارساباد تحویل داده بود.

به گفته شاهدان عینی در جریان دستگیری شیشه های مغازه ، وسایل و اقلام خوراکی سوپر مارکت این فعال مدنی در محله فرهنگیان توسط نیروهای انتظامی شکسته و به هم ریخته شده است.

لازم به ذکر است سیامک میرزایی پیش از این چندین بار از جمله درسال های ۸۶،۸۵و۸۹ نیز از سوی ماموران امنیتی دستگیر و با اتهامات تشکیل گروه و اقدام علیه امنیت ملی محاکمه گردیده است . وی در اردیبهشت و مهرماه۹۰ با شکایت دو ارگان ” اداره اطلاعات و اطلاعات نیروی انتظامی” با اتهام مشابه عضویت در گروه های غیرقانونی به ۲ و ۳ سال حبس محکوم شده بود.

گفتنی است سیامک میرزایی فارغ التحصیل رشته مهندسی تولیدات دامی در کنکور ورودی مقطع فوق لیسانس دانشگاههای دولتی ایران در سال ۸۹ ستاره دار شده و از ورود به دانشگاه محروم شده بود .

گاماج

2016-08-07

admin

Это был тот самый парень, за которым он гнался от автобусной остановки. Беккер мрачно оглядел море красно-бело-синих причесок.

- Что у них с волосами? - превозмогая боль, спросил он, показывая рукой на остальных пассажиров.  - Они все… - Красно-бело-синие? - подсказал парень. Беккер кивнул, стараясь не смотреть на серебряную дужку в верхней губе парня.

0 thoughts on “8e88 Fan Lalla Essaydi”

    -->

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *